X
تبلیغات
برائت از دشمنان حضرت امير علیه السلام




























برائت از دشمنان حضرت امير علیه السلام

1- مرگ ابوبکر
درشب سه شنبه 22 جمادی الثانی درسال 13هجری عبدالله بن عثمان معروف به ابوبکر بن ابی قحافه درسن 67 سالگی ازاین جهان به سوی سزای اعمالش رخت بربست.(1) او مدت دو سال وسه ماه وبیست ودو روز غاصب خلافت بود واولین کسی بود که بعد ازشهادت پیامبر(صلی الله علیه وآله) به انتخاب اعضای سقیفه بنی ساعده خلیفه شد. انتخاب ابوبکر به گونه ای بی حساب بود که عمربا آنکه خود گرداننده برنامه شقیفه بود می گوید: "بیعت با ابوبکر امری بدون تدبیر ومشورت و دقت بود مثل زمان جاهلیت که خداوند مسلمانان را از شر آن محفوظ  داشت.هر کس چنین کاری را تکرار کند او را بکشید."(2)

قبل ازمرگش عثمان را برایت نوشتن وصیت نامه ای درباره خلافت طلب کرد که امر خلافت بعد از ابوبکر با عثمان بن خطاب باشد. باید پرسید: چرا هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) درروزهای آخر عمر کاغذ وقلم خواست تا وصی بعد از خود را به امر خداوند معین کند نسبت هذیان به آن مقام معظم دادند؟!

ابوبکر هنگام مرگ کلماتی گفت: ازجمله اینکه " کاش تفتیش خانه فاطمه [سلام الله علیها] وعلی [علیه السلام] را نمی کردم" همان تفتیشی که شهادت پاره تن پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به همراه داشت.

منابع:
1- بحارالانوار: ج 29 ص 517، 521. تاریخ طبری: ج 2 ص 611.
2- الغدیر: ج 3 ص 241، ج 7 ص 79، 171. تاریخ طبری: ج 2 ص 446.

انتهای خبر/ ز.ح
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:53 توسط محب الحيدر(ع)|

خداوند میفرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا
یعنی: قطعاً آنان كه خدا و پیامبرش را مى‏آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان مى‏كند، و براى آنان عذابى خواركننده آماده كرده است.
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
فاطمة بضعة منی من آذاها آذانی و من آذانی فقد آذی الله.
یعنی: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است. هر کس او را اذیت کند مرا اذیت نموده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است. (12)
 
این حدیث بین شیعه و سنی متواتر و صحیح می باشد. البته ما اینجا به اقتضای بحث تنها اسناد سنی را آوردیم.

و اما عمر و ابابکر این قدر حضرت زهرا سلام الله علیها را اذیت و ازار نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود:
 
انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه. (13)

خدا و ملائکه اش را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر ص را ملاقات نمایم هر اینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.
 
در صحیح بخاری ح۶۲۳۰ امده است:

فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت...فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها.

یعنی: فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمودو با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت. شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد. و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند.
 
ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه خود ج۶ص۵۰ می نویسد:

ان فاطمة ماتت و هی واجدة علی ابی بکر و عمر.
یعنی فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود.

با توجه به روایات مذکور آزار و اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط عمر از مسلّمات می باشد.

خلاصه بحث:

عمر  و ابابکر حضرت زهرا سلام الله علیها را آزرده اند. (طبق روایات معتبر اهل سنت)
آزرده شدن حضرت زهرا سلام الله علیها مساوی است با آزرده شدن خدا و رسول. (طبق روایت متواتر بین شیعه وسنی)
آزرده شدن خدا و رسول لعن و عذاب الهی را به دنبال دارد. (طبق ایه ای که ذکر شد)
 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:57 توسط محب الحيدر(ع)|

معاویه همان کسی بود که برادر عایشه, محمد بن ابی بکر, را کشت و به بدترین صورت او را مثله و بدنش را پاره پاره کرد. ولی با این هم منافع دنیوی مشترک, دشمنان را گردهم می آورد. و اضداد را با هم متحد می سازد. و به همین دلیل, معاویه خود را به او نزدیک ساخت. و او نیز به معاویه نزدیک شد. و پیوسته معاویه برای او هدایا و بخششهایی می فرستاد و پولهای فراوانی به او می داد.

تاریخ نویسان می گویند: هنگامی که معاویه به مدینه آمد, نزد عایشه رفت تا با او دیداری داشته باشد. چون نشست, عایشه به او گفت: ای معاویه! از کجا اطمینان یافتی که من کسی را در خانه پنهان نکرده ام تا تو را به انتقام خون برادرم محمد بن ابی بکر بکشد؟

معاویه گفت: من به خانه ای آمده ام که مردم به آن پناه می آورند و جای امنی است.
عایشه گفت: از خدا نترسیدی که حجر بن عدی و یارانش را کشتی؟
گفت: کسی آنها را کشت که به زیان آنها گواهی داد. (1)

ابونعیم اصفهانی نویسنده مشهور حلیة الاولیاء ج2ص48 از عبدالرحمن بن قاسم نقل می کند که یکبار معاویه هدایایی مختلف برای عایشه فرستاد که در جمله آن ها لباس و پول و اشیاء قیمتی قرار داشت.

و نیز گفته اند که معاویه, هدایا و لباسها و چیزهایی برای او می فرستاد که در صندوق خویش می نهاد. و تنها یک بار برای او یکصد هزار فرستاد. (2)

یکبار دیگر نیز هنگامی که او در مکه بود. گردنبندی برای او فرستاد که یکصدهزار ارزش داشت.

و همچنین معاویه همه قرضهای عایشه را که هجده هزار دینار بود, پرداخت و همه چیزهایی را که به مردم می بخشید, برایش تامین کرد. (3)


اسناد:

(1) تاریخ ابن کثیر 8/55 – ابن عبدالبر در الاستیعاب 1/331

(2) تاریخ ابن کثیر 8/136-137 – مستدرک حاکم 4/13 – حلیة الاولیاء 2/47 – سیر اعلام النبلاء 2/131

(3) تاریخ ابن کثیر 8/136 – سیراعلام 2/131 بدهکاری را تا دوازده هزار درهم برآورد کرده است.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:50 توسط محب الحيدر(ع)|

بغضی ز قدیم در دل ما مانده

پشت در خانه کودکی جا مانده

برخیز و بساز خنجرت را فیروز

چند روز به انتقام زهرا س مانده

پیشاپیش عیدالزهرا(عمر لعنت الله کشون)

مبارک

کلیپ / سخنرانی های علما در موضوع نهم ربیع الاول
نهم ربیع الاول، عید غدیر ثانی
سخنرانی آیة الله العظمی شیرازی  مشاهده/دانلود  ۲٫۲۹ MB
نهم ربیع الاول، روز اظهار تبرّی
سخنرانی آیة الله العظمی شیرازی   مشاهده/دانلود ۲٫۰۹ MB
شب هلاکت عمر بن خطاب (مرحوم کافی) مشاهده/دانلود  ۵٫۳۹
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 14:10 توسط محب الحيدر(ع)|

به مناسبت ۷ صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

کشتن امام حسن مجتبی توسط معاویه!

یکی از جنایات کفر آمیز و غیر قابل انکار معاویه، توطئه و اقدام به قتل سبط اکبر پیامبر و امام زمان بر حق بعد از امیرالمومنین حضرت امام حسن بن علی علیه السلام بود.

ابوالفرج اصفهانی پیرامون سبب شهادت امام حسن علیه السلام نوشته است: معاویه در صدد برآمد برای پسرش یزید بیعت بگیرد، پس هیچ چیزی برای وی سنگین تر از امر حسن بن علی و سعد بن ابی وقاص نبود. از این رو هر دو را با نقشه مسموم کرد، و هر دو بر اثر مسموم شدن درگذشتند.

 

ابن سعد در طبقات مى‏نويسد: معاويه بارها به آن حضرت زهر داد زيرا او و برادرش حسين در شام نزد معاويه مى‏رفتند!

نیز ابوالفرج و دیگر مورخان نوشته اند: معاویه سمّی برای جعدة بنت اشعث بن قیس، زوجه امام حسن علیه السلام فرستاد و پیغام داد: اگر حسن را کشتی صد هزار درهم به تو جایزه دهم، و تو را به همسری فرزندم یزید در آورم.

چون جعده تن به این جنایت داد معاویه مبلغ مورد قرار داد را برای وی فرستاد، و درباره ازدواج او با یزید گفت: می ترسم کاری که با پسر رسول خدا کردی، در حق پسرم یزید انجام دهی.


اسناد:

طبقات ابن سعد ج1ص352، تاریخ ابن کثیر ج8ص43، مقاتل الطالبین ص50و73، مروج الذهب ج2ص50، استیعاب قرطبی ج1ص141، تاریخ ابن عساکر بخش امام حسن ص216، انساب الاشراف بلاذری ج3ص47، ربیع الابرار زمخشری ج5ص208، تذکرة الخواص ص211، شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید ج16ص11و29، نصایح الکافیة عقیلی ص80، و همچنین الغدیر علامه امینی این موضوع را از طبقات ابن سعد و تهذیب الکمال و مراة العجائب و ... آورده است.

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1391ساعت 14:54 توسط محب الحيدر(ع)|

به مناسبت ۷ صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

تیرباران کردن جسد امام حسن علیه السلام به دستور عایشه


امام مجتبى - عليه السّلام - قبل از شهادتش ، بنى هاشم را از فتنه اى كه خوف داشت بخاطر دفن وى در كنار قبر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - به وسيله بنى اميه برپا شود، بيم داد. به همين جهت به برادرش ‍ سيدالشّهداء وصيت نمود كه اگر ديد باد مخالف مى وزد، جلو شرّ را بگيرد و حضرتش را در قبرستان بقيع نزديك جدّه اش فاطمه بنت اسد دفن كند و نگذارد قطره خونى در اين راه ريخته شود.

پس از آنكه امام مجتبى - عليه السّلام - وفات يافت ، هاشميان خواستند او را پهلوى جدّش پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - دفن نمايند، ولى يكباره بنى اميه قيام كردند و مسلّح و مجهز شده ، آماده جنگ شدند. در رأ س آنها مروان حكم و سعيدبن عاص و عایشه قرار داشتند.

در كتاب مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهانى مروانى در شرح حال امام حسن - عليه السّلام - از على بن طاهر بن زيد روايت مى كند كه وقتى خواستند امام حسن - عليه السّلام - را دفن كنند، عايشه سوار قاطرى شد و از بنى اميه و مروان حكم و ساير طرفداران ايشان كمك گرفت و مردم را بر علیه امام حسن علیه السلام می شوراند. عایشه گفت: به خدا سوگند تا مو در سر من هست، نمی گذارم حسن علیه السلام را در اینجا (کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و اله و اتاق حضرت زهرا سلام الله علیها) دفن کنید. و جنازه آن حضرت را تیرباران کردند, تا آنکه هفتاد تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدند.(1) در آنجا بود كه ابن عباس گفت: روزى قاطر سوار و روزى شتر سوار است ! یعنی روزی سوار بر شتر می شود و به جنگ با مولا علی علیه السلام می رود و روزی بر قاطر سوار می شود و با جنازه حسن بن علی علیه السلام مقابله و جنگ می کند.

مسعودى مى نويسد: آن روز عايشه سوار قاطر سفيد وسياهى بود.

 شاعر در همين خصوص مى گويد:

تجملت تبغلت و لو عشت تفيلت

لك التسع من الثمن و فى الكل تصرفت

يعنى : اى عايشه ! روزى سوار شتر شدى ، روز ديگرى هم قاطر سوارى كردى ، اگر بمانى ، سوار فيل هم خواهى شد! تو از هشت يك ارث خانه پيغمبر، يك نهم مى برى ، ولى همه را تصرف كردى . (یعنی با اینکه تنها مالک بخشی از خانه پیامبراکرم صلی الله علیه و اله هستی ولی در همه آن تصرف کردی و مانع دفن امام حسن علیه السلام در آن خانه شدی.)

 
اسناد:

(1) منع عایشه از دفن کردن امام حسن علیه السلام: الطبقات 8/175، مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر ترجمة الامام الحسن علیه السلام، و انساب الاشراف، ترجمة الامام الحسن 3/61، مقاتل الطالبین 74. عایشه سوار قاطر شد و با بنی هاشم مبارزه کرد تا جسد امام حسن علیه السلام دفن نشود: مجمع البحرین، الطریحی1/572، شرح اصول کافی، المازندرانی 6/167، الایضاح، ابن شاذان 262، تاریخ الیعقوبی 2/225 ...

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1391ساعت 14:51 توسط محب الحيدر(ع)|

ایام سرور است و لب ما خندان

از شادی فاطمه دل ما شادان

هم عید غدیر است و امیر است علی

هم قعر درک روانه گشته عثمان

به درک رفت عثمان لنگ به امام زمان عج و شیعیان تبریک

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 16:57 توسط محب الحيدر(ع)|

یکی از مسایل مهم روز، ماجرای جسارت به کتاب خدا، قرآن مجید است. پیش از آنکه به بررسی علت این رخداد تاسف بار بپردازیم، لازم است پیشینه ی آن بررسی شود تا روشن گردد که آیا این اتفاق غم بار، برای اولین بار در عصر ما به وقوع پیوسته یا تاریخ، سابقه ای برای آن ثبت کرده است.

پاسخ کوتاه است؛ بله سابقه داشته است. آتش زدن قرآن کریم، آن هم نه یک جلد بلکه تعداد زیادی قرآن در عصر خلیفه ی سوم اهل سنت، عثمان بن عفان و به فرمان وی، اتفاق افتاده است. بنابه معمول، گزارش تاریخی مان را به معتبرترین کتب اهل سنت، مستند می نماییم. در کتاب صحیح بخاری که مهم ترین منبع مدعیان پیروی از سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است، چنین آمده است:

طبق فرمان عثمان یک نسخه قرآن نوشته شد و سپس از روی آن نسخه هایی نگاشته شد و برای بلاد فرستاده شد. سپس عثمان دستور داد تا غیر از آن قرآن، تمام قرآن های موجود – چه قرآن هایی که بر روی یک برگ نوشته شده بود، یا قرآن هایی که به صورت کتاب درآمده بود – جمع آوری و سوزانده شود. (1)

جایی برای انکار نیست، عثمان – به هر دلیل – به سوزاندن قرآن کریم اقدام کرده است. البته چنان که پیش از این بیان شد، ابوبکر و عمر علاوه بر دستور به ممنوعیت نقل احادیث رسول الله صلوات الله علیه وآله، احادیث را آتش زده بودند. (2)

پس از این مختصر، با گامی بلند به عصر حاضر می رسیم. آن چه مسلم است، این که آتش زدن قرآن مجید، یک پدیده است و نمی توان هیچ پدیده ای را بدون علت دانست. اگر از افرادی که این عمل زشت را انجام داده اند، دلیل کارشان پرسیده شود، پاسخ روشن است: اسلام دین خشونت است و برای مبارزه با این خشونت باید قرآن، که کتاب این دین است، از بین برود.

در دوران خلفا، به جای آن که برای نشر دین اسلام از منطق و دانش بهره برده شود، از قدرت نظامی و لشکرکشی استفاده می شد و ابتدا کشورهای همسایه و سپس مناطق دوردست به دست مسلمانان فتح شد. این در حالی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به نوشتن نامه به قدرت های بزرگ زمان شان پرداختند و رویکردی منطقی و نرم برای رساندن کلام خدا به گوش جهانیان را پیشه ساختند. آیا میان رفتار رسول خدا علیه وآله السلام با خلفا مشابهتی می بینید؟ آیا با تاریخی سرشار از حمله و خون ریزی برای گسترش مرزهای اسلامی، می توان انتظار داشت که مردم عادی دنیا، نگاه واقع بینانه ای نسبت به اسلام و تعالیم آن داشته باشند؟

باز از گذشته به امروز بیاییم؛ امروزی که وهابیت، که خود را تنها وارث اسلام می داند، هر تفکری غیر از خود را حذف می کند و علمایش به سهولت فتوا به قتل شیعیان می دهند؛ امروزی که آموزه های وهابیت منجر به حملات انتحاری می گردد؛ امروزی که انفجار ابنیه ی مقدس شیعیان و ساختمان های مهم دنیای غرب، نتیجه ی روش سردمداران وهابیت است؛ چه توقعی می رود، این که جهانیان، اسلام و کتاب مقدس آن را مظهر رحم و عطوفت بدانند؟ ما تا چه اندازه در شکل گیری این نگاه نادرست مقصریم؟

چه دلسرد کننده است اگر دل مشغولی ما معلول ها باشند و هرگز به علت ها نیندیشیم؛ چه ناامید کننده است اگر به جای حل مشکلات از ریشه، فقط به محکوم کردن بپردازیم و هیچ اقدامی برای تصحیح نگرش دنیا نسبت به دین پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله وسلم ننماییم. آیا ما مقصر نیستیم؟!

—————————————————————————————

پی نوشت ها

1- منابع مهم اهل سنت در مورد این نقل

الف- صحیح بخاری، جلد6، صفحه99، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع

ب- فتح الباری، ابن حجر، جلد9، صفحه18، ناشر: دارالمعرفة للطباعة و النشر، بیروت، لبنان

ج- کنز العمال، متقی هندی، جلد2، صفحه581، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان

د- تفسیر قرطبی، جلد1، صفحه52، ناشر: داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان

2- برای اطلاع بیشتر در این مورد، به « خلیفه ای که احادیث پیامبرش را آتش زد! » و « آتشی دیگر بر سنت پیامبر علیه وآله السلام » مراجعه فرمائید.

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 2:1 توسط محب الحيدر(ع)|


اول ذی قعده سالروز به درک رفتن اشعث بن قیس منافق ملعون

اشعث بن قیس کندی از کسانی است که به ظاهر زمان رسول خدا اسلام آورد ودر زمان ابابکر ملعون همراه باقبیله اش بر او شورش کرد وشکست خورد . اورا دستگیر کردند به مدینه نزد ابابکر آوردند.ابابکر ازاو درگذشت وخواهر کورش را به عقد اودرآورد از این ازدواج شوم دختر ناپاکی به نام جعده قاتل امام حسن مجتبی(علیه السلام) ومحمدبن اشعث (ازجنایتکاران کربلا که ازعاملان دستگیری وقتل حجربن عدی یار وفادار امیرالمومنین(علیه السلام) ومسلم بن عقیل (علیه السلام) وهانی بن عروه نیز بود،) به دنیا آمد. فرزند دیگر او قیس بود که دعوت نامه به کوفه برای امام حسین(علیه السلام) نوشت واما در روز عاشورا آنرا انکار کرد وبه لشکر ابن سعد ملعون پیوست وبعداز شهادت امام حسین (علیه السلام) لباس آن حضرت را به غارت برد.

اما اشعث به ابابکرهم خیانت کردو عمر ملعون را به قتل ابابکر تحریک کرد که ابابکر پشیمان شد که چرا زمان دستگیری اورا نکشته بود.اشعث در زمان عمر در فتح عراق به عراق حمله کرد در حمله به ایران وجنگ با ایرانیان شرکت داشت ودر زمان عثمان ملعون فرماندار آذربایجان شد اما بعد ازعثمان امیرالمومنین علی (علیه السلام) اورا از فرمانداری آذربایجان عزل کرد ودر جنگ صفین به ظاهر در لشگر امیرالمومنین بود اما برای معاویه لعین جاسوسی میکردونقشه حکمیت وقرآن به سرنیزه زدن عمروعاص با همفکری وکمک اوبود واوابوموسی اشعری ملعون را به عنوان نماینده لشگر امیرالمومنین جای ابن عباس و مالک اشتر به حکمیت فرستاد وبعداز جنگ نهروان که امیرالمومنین(علیه السلام)می خواستند با معاویه بجنگنداوبهانه خستگی آورد ولشگریان آن حضرت راسست کرد تا ازاین جنگ منصرف شوند .اما او درقتل امیرالمومنین (علیه السلام) عامل اصلی و همراه ابن ملجم بودو قبلا مولا را تهدید به قتل کرده بود وچهل روز بعداز شهادت امیرالمومنین (علیه السلام) اوبه درک واصل شد.

نقل قول از : وبلاگ بیت العباس جوادیه تهران

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 1:57 توسط محب الحيدر(ع)|


ظاهرا سریال جنجالی الفاروق عمر از شبکه mbc داره پخش میشه . سریالی که حرف و حدیث های بسیاری به همراه داشته ، که بجز تایید تعدادی از شیوخ اهل تسنن که از بارزترین آنها یوسف القرضاوی را می توان نام برد، اعتراضات گسترده ای در مجامع سنی به همراه داشته است ...


اما اعتراض ما در اینجا کمی متفاوت با دیگر نقدها و اشکالات وارد به این فیلم می باشد. آنچه که در این سریال هست ، استفاده بازیگر زیباروی سوری در نقش شخصیت اول سریال که همان عمر بن خطاب است (علیه ما علیه) ، می باشد . بر آن شدیم تا کمی اوراق پاره پاره تاریخ را ورق بزنیم و ببینیم که ایا عمر بن خطاب هم به این زیبایی بوده و یا کارگردان و تهیه کننده فیلم همانند فیلم نامه جعلیشان ، در انتخاب بازیگر هم سعی بر فریب مخاطب دارند؟!!

براستی چهره ظاهری عمر چگونه بوده است؟
ابن عبدالبر که از علمای بزرگ و به نام اهل تسنن می باشد و بر توثیق او اتفاق دارند ، در کتاب استیعاب می نویسد: «کان ادم شدید الادمه» الاستیعاب : ج ۳ ص ۲۳۵
با رجوع به کتاب لسان العرب برای ترجمه معنای کلمه ادمه می خوانیم:

الادمه = السمره لسان العرب : ج ۱ ص ۹۷
پس شدید الادمه یعنی بسیار سبزه رو.

و کسی را که عربهای جزیره العرب به او بگویند بسیار سبزه رو ، رنگ چهره او چگونه است؟

ابن سعد در الطبقات به نقل از خود عمر ، دلیل شدت سیاهی چهره اش را این گونه بیان می کند:
«سمعت عمر یقول انما جاءتنا الادمه من قبل اخوالی» الطبقات الکبری : ج ۲ ص ۲۳۵
شنیدم که عمر می گفت : سیاهی چهره مان را از دایی هایمان به ارث برده ایم.
شاید می خواسته بگوید که حلال زاده به دایی اش می رود!!!
البته واقدی سیاهی چهره عمر را از خوردن بیش از حد روغن می داند. تهذیب التهذیب : ج ۷ ص ۳۸۶
اما در مورد موی بلند سر ، حنایی ، مجعد و زیبای بازیگر این نقش هم ظاهرا کمی بسیار! اغراق شده است.
ابن ابی الدنیا با سند صحیح از ابو رجاء عطاردی در توصیف اندام و چهره ظاهری عمر می نویسد:
«کان عمر طویلا جسیما اصلع الشعر» الاصابه : ج ۴ ص ۳
عمر بلند قامت و هیکلی بزرگ داشته و سر او کچل بوده است.
اما در مورد چشمان زیبا و جذاب بازیگر نقش جناب خلیفه هم کمی حرف داریم . البته کارگردان سریال شاید زیاد هم اهل مطالعه نباشد چون در کتاب البدایه و النهایه می خوانیم :
«کان رجلا طوالا اصلعا احور العینین»البدایه و النهایه ج ۷ ص ۱۵۶
احور العینین یعنی دو چشمش چپ بوده و کج می دیده!


حالا با همه این توصیفات آیا کارگردان فیلم امانت دار تاریخ اسلام بوده است؟
آیا بیننده فیلم هر انچه که درفیلم می بیند باید تصدیق و باور کند؟
راستی درآخر سوالی از شما داریم:

به نظر شما چهره عمر با این توصیف هایی که از کتب عامه آوردیم چگونه خواهد بود؟

آیا با تصویر ارائه شده در سریال مطابق است؟؟؟

نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 1:33 توسط محب الحيدر(ع)|

در سال 247 هجري قمري در شب چهارشنبه متوكل عباسي ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسيد. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود. (1)
متوكل بعد از واثق، در سال 232 هجري به خلافت نشست. در ايام او لهو و لعب و طرب، مخصوصا در مجلس او بسيار بود. او مردي خبيث السيره بود و چنانچه اميرالمؤمنين (ع) فرموده بود، كافرترين آل عباس بود. عمرو بن فرج را والي مدينه و مكه كرد، و او به مردم دستور داده بود كه كسي به آل ابي طالب احسان نكند، و اگر كسي كوچكترين احساني كند سخت عقوبت خواهد شد، به حدي كار بر علويين تنگ شده بود كه لباس هاي زنان علويه كهنه و پاره شده بود و پيراهن سالمي را براي نماز به نوبت مي‌پوشيدند، و نخ ريسي مي‌كردند، تا متوكل به درك واصل شد.
از اعمال زشت و پست متوكل اين بود كه هميشه و در همه جا اميرالمؤمنين (ع) را به بدي ياد مي‌كرد، و به آن حضرت جسارت مي‌كرد. او 17 بار قبر مبارك حضرت سيدالشّهداء (ع) را خراب كرد، ولي دوباره بنا شد. متوكل در راه زيارت آن حضرت دست قطع مي‌كرد و زوار را مي‌كشت.
به خاطر جسارتهايي كه متوكل در مجلسي به اميرالمؤمنين (ع) كرد، منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم يا چهارم ماه شوال چند نفر از غلام هاي خاص پدر را مأمور كشتن وي كرد، و آنها در حالي كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خونش را ريختند و به دركات جحيم شتافت.
در همان روزي كه متوكل به دستور پسرش منتصر كشته شد مردم با او در قصر معروف جعفري بيعت كردند. منتصر مردي به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بيت پيامبر (ص) بود، و برعكس پدر خود به آل ابي طالب احسان مي‌كرد و به هيچ وجه متعرض ايشان نمي‌گشت.
او زيارت امام حسين (ع) را آزاد كرد و مانع احدي نشد، و دستور داد فدك را به اولاد امام حسن و امام حسين عليهماالسلام رد كنند، و اوقاف آل ابي طالب را آزاد كرد و دستور داد كسي متعرض شيعيان علي (ع) نشود. همچنين براي علويين و علويات مدينه اموالي فرستاد تا در ميانشان تقسيم شود. او در روز 25 ربيع الاول سال 248 بيمار شد و در پنجم ربيع الثاني هنگام عصر درگذشت و مدت خلافتش 6 ماه بود. گفته شده كه او مسموم شد به زهري كه در شاخ حجامت ريخته بودند. (2)

--------------------------------------------
1- توضيح المقاصد: ص26. تتمة المنتهي: ص322. بحارالانوار: ج50، ص210. فيض العلام: ص65. تاريخ سامراء: ج3، ص324. البداية و النهاية: ج10، ص385. تاريخ بغداد: ج2، ص119.
2- تتمة المنتهي: ص330-332. فيض العلام: ص65-66، 227. تاريخ الخلفاء: ص357.

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 1:39 توسط محب الحيدر(ع)|

در سال 41 هجري قمري عمرو بن عاص خبيث در سن 90 سالگي به درك واصل شد. (1) مادر او نابغه كنيزي بود كه عبدالله بن جذعان او را خريد و آزادش كرد. او به كار خلاف روي آورد، و چون قيمتش نسبت به ساير زنان خلافكار ارزان تر بود مراجعه كننده بسيار داشت. لذا آبروي عبدالله بن جذعان را برده بود. از جمله در طهر واحد، ابولهب و اميّة بن خلف و هشام بن مغيرة و ابوسفيان و عاص بن وائل با او زنا كردند و عمرو عاص به وجود آمد.
هنگامي كه وضع حمل كرد هر يك از آنان مدعي او شدند. آخر الامر قضاوت را به عهده خود نابغه گذاشتند، و او هم عاص را انتخاب كرد. به او گفتند: چرا عاص را انتخاب كردي با اينكه بچه به ابوسفيان شبيه تر است؟ گفت: ابوسفيان بخيل است و عاص بهتر نفقه مي دهد! اين عاص ملعون كسي بود كه پيامبر (ص) را «ابتر» خطاب كرد و خاطر شريف حضرت را مكدّر نمود، تا آنكه سوره مباركه كوثر نازل شد. (2)
با اين نسب و نژاد تعجبي ندارد كه او دشمن پيامبر (ص) و علي بن ابيطالب‌ (ع) باشد، و عمري با معاويه خون به دل اميرالمؤمنين (ع) كنند. واقعه صفين و قرآن بر سر نيزه كردن و شهادت مالك اشتر و واقعه حكمين و كارهاي ديگر آن ملعون روشن است.
او در وقت مرگ مي‌گفت: چنان است كه كوه رضوي را بر گردن من نهاده اند و درون من پر از خار است و مرا از سوراخ سوزني بيرون مي‌كنند!

-------------------------------------------------
1- تتمة المنتهي: ص41. مسار الشيعة: ص15. قلائد النحور: ج شوال، ص6. فيض العلام: ص61-62. مستدرك سفينة البحار: ج5، ص213. الغدير: ج2، ص175. مروج الذهب: ج3، ص32.
2- الغدير: ج2، ص120-123.

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 1:38 توسط محب الحيدر(ع)|

عایشه لعنت الله دختر ابوبکر لعنت الله

به دست معاویه لعنت الله کشته شد.

و به سزای اعمالش رسید .

دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب و آخر ذی الحجه است .


ابن ابی الحدید می گوید :

اگر خلیفه ی دوم به جای علی علیه السلام بود هر آینه عایشهلعنت الله را قطعه قطعه می کرد
ولی علی علیه السلام حکیمی بردبار بود .

منابع ( بحار الانوار ج ۳۳ ص ۹۳ ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۷ ص ۲۵۴ )


شرح ماجرای عایشه لعنت الله:

معاویه لعنت الله چون خواست برای پسرش یزید لعنت الله از مردم بیعت بگیرد، عایشه لعنت الله انکار آن کرد و معاویه لعنت الله را تهدید کرد و گفت : برادرم محمد را کشتی ، و برای یزید لعنت الله بیعت میگیری ؟
معاویه لعنت الله ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند. لذا در خانه ی خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه لعنت الله را وقت نماز عشاء به خانه ی خود خواند . وقتی عایشه لعنت الله وارد شد . معاویه لعنت الله او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد . همین که روی آن نشست فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد . معاویه لعنت الله در چاه چند نیزه ی مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه لعنت الله در چاه افتاد فورا کار او ساخته شد .

منابع ( کامل بهایی ج ۲ ص ۲۷۰ . الطرائف ص ۴۲۵ . حدیقه الشیعه ص ۳۵۶ . الصراط المستقیم ج ۳ ص ۴۵ . اربعین قمی ص ۶۳۱ . حبیب السیر ص ۴۲۵ . وقائع الایام ج ۱ ص ۳۶۰ . منتخب التواریخ ص ۳۰۴ . فلک النجاه ص ۶۱ . اغتیال ابی بکر ص ۱۰۷ . کشف الهاویه ص ۳۰۴ و ...... )


عایشه لعنت الله در زمان حیات پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت !؟

با امیرالمومنین امام علی علیه السلام و حضرت صدیقه علیها سلام و
همسران پیامبر صل الله علیه وآله و سلم رفتارهای زشت و کینه توزانه ای روا داشت !؟

واقعه ی جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنه او از کارهای معروف اوست .

منابع ( مسند احمد ، صحیح بخاری ، صحیح نسائی ، السیره الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیره من کتاب العشره )



وقتی حضرت زهرا علیها سلام به شهادت رسید ، همسران رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم برای سر سلامتی امیرالمومنین امام علی علیه السلام آمدند جز عایشه لعنت الله که اظهار مریضی کرد
و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت .

منابع ( شرح نهج البلاغه ان ابی الحدید ج ۹ ص ۱۹۸ . ارعین قمی ص ۶۲۱ . ریاحین الشریعه ج ۲ ص ۳۵۷ )



از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیر المومنین امام علی بن

ابیطالب علیه السلام این بود که غلامش را (( عبدالرحمن )) نام نهاد

و گفت :

این نام را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابیطالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام

دادم .


منابع ( الجمل (شیخ مفید ) ص ۱۵۹ . ریاحین الشریعه ج ۲ ص ۳۵۷ . سفینه البحار ج ۳ ص ۷۴۱ . بحار الانوار ج ۲۸ ص ۱۴۶ و ج ۳۲ ص ۳۴۱ )


لعنه الله علی القوم الظالمین فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله

تبریک بر امام زمان عج به درک رفتن عایشه لعنت الله ملعونه

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 1:28 توسط محب الحيدر(ع)|

حسادت عایشه لعنت الله
به ام المومنین خدیجه (س) .


عایشه لعنت الله
میگوید:با آن که خدیجه را ندیده بودم هیچ یک از زنان پیامبر مورد رشک وحسادتم قرار
نگرفته بودزیرا بسیار اتفاق می افتاد که رسول خدا (ص) از خدیجه به نیکی یاد میکرد
واز او تعریف وتمجید می نمود(1)


ونیز حکایت
کر ده است که هاله خواهر خدیجه از پیغمبر خدا اجازه خواست تا وارد شده وآن حضرت را
دیدار کند.


رسول خدا
گوئی با شنیدن صدای هاله بیاد صدای خدیجه افتاده بود حالش به شدت دگرگون گردید وبی
اختیار گفت: آه خدایا!هاله.


من که از
رفتار پیامبر رشک و حسادتم نسبت به خدیجه سخت تحریک شده بود بلا فاصله گفتم :
چقدر از آن پیرزن قرشی یاد میکنی ؟!! مدت هاست که او مرده
وخدا بهتر از اورا به تو ارزانی داشته است!!!


عایشه لعنت الله
میگوید پس از این اعتراض دیدم چهره ی رسول خدا بر افروخت وآن چنان تغیر کرد که
مانندش را تنها به هنگام فرود آمدن وحی بر آن حضرت دیده بودم که
نگران دستور های آسمانی است تاپیام رحمت نازل شود یا عذاب.


رسول خدا در
این هنگام فرمودند:نه! هر گز خداوند نیکو تر از او را به من عوض نداده
است...(2)


رسول خدا
همیشه از خدیجه نخستین همسرخود به نیکی یاد میکرد و با تجدید خاطرات ویادگار های او
، با احسان ونیکوئی هایی که در باره ی خویشان ودوستان او میکرد وآن هارا بر دیگران
مقدم میداشت ، خاطره اش را در خود زنده میداشت.


وهمین ها
بود که سینه ی عایشه لعنت الله را از خشم ونفرت وحسد ورشک بر خدیجه مالامال کرده بود ونیز
همین حالت بود که اورا وامیداشت تا بار ها روی نام خدیجه یادگار های خدیجه وخاطرات
خدیجه به رسول خدا اعتراض وپرخاش نماید.


وبدتر از
همه اینکه باستایشی که گاه و بی گاه در باره ی خدیجه از همسر خود میشنید واورا تاسر
حد جنون رنج میدادخود را در مقابل سرزنش ونکوهش میدید وهمین موضوع بود که باعث
گردید تا اثر بسیار بدی در روابط بین او وحضرت زهرا(س) وهمسر وفرزندانش که سخت مورد
توجه وعلاقه ی همسرش رسول خدا بودند به جای بگذارد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


منابع:


1.صحیح
بخاری 2/277و210.


2.مسند احمد
حنبل 6/150و154و117و58و102و202و279.سنن ترمذی ص247باب ما جاء فی حسن العهد .سنن ابن
ماجه باب الغیره من ابواب النکاح .بخاری 2/177و4و36و195استیعاب در شزح حال
خدیجه.تاریخ ابن کثیر 3/128وکنز العمال 6/224حدیث شماره 3973و3974.


تمام.

نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 2:55 توسط محب الحيدر(ع)|

و في الصحيحين أيضا: ان عائشة قالت ما عزت علي احد من نساء رسول اللّه ما عزت علي خديجة و ما رأيتها قط و لكن كان رسول اللّه يكثر ذكرها و ربما.ذبح الشاة فيقطع اعضائها و يبعث بها الى صدائق خديجة.فاقول كأنه لم يكن في الدنيا امرأة إلا خديجة فيقول انها كانت، و كانت و كان لي منها الاولاد الصدائق الحلائل.

در صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است كه عايشه لعنت الله مى‏گفت: هيچ يك از زنان رسول خدا (ص) بر من گران نيامد به قدرى كه خديجه گران آمد با اين كه هرگز او را نديدم ولى رسول خدا (ص) او را زياد ياد مى‏كرد و چه بسيار اتفاق مى‏افتاد كه گوسفندى ذبح مى‏كرد و اعضاى او را قطعه‏قطعه مى‏كرد و آنها را براى دوستان خديجه مى‏فرستاد، و من مى‏گفتم: گويا در دنيا هيچ زنى جز خديجه نبوده است پيامبر مى‏فرمود: «او بود و او بود، و من از او فرزندانى، نيكوكار و پاك‏نژاد دارم».

و في رواية عن عائشة قالت فادركتني الغيرة يوما فقلت و هل كانت إلا عجوزا قد اخلف اللّه لك خيرا منها قالت فغضب حتى اهتز مقدم شعره و قال و اللّه ما اخلف لي خيرا منها لقد آمنت بي إذ كفر الناس و صدقتني إذ كذبني الناس و انفقتني بما لها إذ حرمني الناس و رزقني اللّه أولادها إذ حرمني أولاد النساء؛ قالت: فقلت في نفسي و اللّه لا أذكرها بسوء أبدا.و في رواية عن عائشة قالت أغضبت رسول اللّه (ص) يوما و قلت خديجة بالتصغير فزجرني و قال: اني رزقت حبها.و كل هذه الروايات في الصحيحين. (تذکره الخواص/سبط بن جوزی/ص273)

در روايتى از عايشه لعنت الله آمده است كه روزى رشك و غرور بر من چيره شد و گفتم: مگرخديجه پيرزنى بيشتر بود در حالى كه خداوند بهتر از او را براى تو جايگزين كرده است! عايشه لعنت الله مى‏گويد: پيامبر (ص) خشمگين شد و فرمود: «به خدا قسم كه بهتر از او جايگزين نشده است؛ موقعى او به من ايمان آورد همه مردم كافر بودند و او مرا تصديق كرد در حالى كه مردم مرا تكذيب كردند و ثروتش را بر من ارزانى داشت زمانى كه مردم مرا محروم داشتند و خداوند از او فرزندانى به من داد كه از ديگر زنان اولادى نداشتم.» عايشه لعنت الله مى‏گويد: با خود گفتم: به خدا سوگند كه هرگز او را به بدى ياد نمى‏كنم! در روايتى از عايشه لعنت الله آمده است كه روزى رسول خدا (ص) را خشمگين كردم و نام خديجه را به تصغير بردم، پيامبر (ص) مرا نهى كرد و فرمود: «به من محبّت او را داده‏اند».

تمام اين روايات در صحيح بخارى و صحيح مسلم است.

عن علي ع قال ذكر النبي ص خديجة يوما و هو عند نسائه فبكى فقالت عائشة ما يبكيك على عجوز حمراء من عجائز بني أسد فقال ص صدقتني إذ كذبتم و آمنت بي إذ كفرتم و ولدت لي إذ عقمتم قالت عائشة فما زلت أتقرب إلى رسول الله بذكرها(كشف‏الغمة ج1 ص508 )

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید : حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به یاد خدیجه سلام الله علیها گریه کردند در حالیکه در جمع زنانشان بودند. عایشهلعنت الله  عرض کرد: چرا گریه می کنید بر پیر زنی که از پیر زنان بنی اسد!؟ حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: هنگامیکه شما مرا تکذیب می کردید او مرا تصدیق کرد٬ زمانیکه مرا تکفیر کردید به من ایمان آورد ٬ زمانیکه شما نازا بودید برایم فرزند آورد. عایشه لعنت الله می گوید : همیشه برای تقرب به محضر رسول الله از خدیجه سلام الله علیها یاد می کردیم(ضمائر مخاطب گویای بسیاری از مطالب است)

بر عایشه ام المفسدین لعنت

نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 2:52 توسط محب الحيدر(ع)|

زياد بن ابيه در سال 53 هجري به هلاكت رسيد. او مشهور به زياد بن ابيه ، زياد بن امه، زياد بن عبيدو زياد بن سميه است، و چون پدر زياد از كثرت معلوم نبود به او زياد بن ابيه مي گقتند.
[مادرش] سميه كنيز حارث بن كلده طبيب بود حارث او را به چراندن گوسفندان وادار كرده بود ولي طبع زشت و شهواني سميه آنقدر در صحرا ننگ به بار آورد كه حارث او را از خود راند. از آن پس سميه اسماً خود را به عبيد چوبان ثقفي چسباند و رسماً جز فواحش طائف درآمد و حيثيت خاندان عبيد را هم لكه دار كرد.
زياد هنگام كه به معاويه پيوست به او زياد بن ابي سفيان گفتند و برادر معاويه شد و زناي مادر خود را قبول كرد.
برادري او با معاويه يكي از راه هايي بود كه معاويه براي جلب زياد به طرف خود به كار گرفت او مجلسي ترتيب داد و از عده اي به عنوان شاهد در آنجا استفاده كرد كه از جمله ابو مريم مشروب فروش طائف بود. او برخاست و به زياد گفت: شبي ابوسفيان به طائف آمد و از من فاحشه اي خواست. در آن شب كسي جز سميه نبود. صبر كرديم تا رفت و آمدها كم شد سميه را براي او فرستادم. زياد زناي مادر خود را قبول كرد و برادر معويه شد و معاويه هم براي باوراندن اين نسب به او، خواهرش را به خانه او فرستاد و دستور داد چادر از سر برارد چرا كه محرم اوست!!!
زياد بعد از برادري با معاويه برائت از حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام و قتل شيعيان حضرت و غارت اموال آنان را شروع كرد. دست بريدن ، شكم پاره كردن؛ به دار آويختن، زنده به گور كردن، ميل سرخ شده به چشمان شيعيان كشيدن، فرزندان را سر بريدن، خانه خراب كردن و آتش زدن از جمله كارهاي او بود. او عبدالرحمان بن حسان را به جرم محبت علي بن ابي طالب زندن به گور كرد.
در بصره و كوفه سيزده هزار نفر را به جرم شيعه بودن يا احتمال شيعه بودن كشت، و بعد به معاويه نوشت: من تا اين حد خواسته تو را انجام دادم و اين كارها با دست چپم بود. اگر حكومت حجاز به من واگذار شود با دست راستم كه بيكار است همين عمل را انجام مي دهم و تصميم دارم از مردم عراق در مسجد بخواهم كه برائت از علي و مدح خاندان اميه را علني نمايند و هر كس قبول نكند او را بكشم و خانه اور ار خراب كنم.
چون اين خبر منتشر شد امام حسن عليه السلام و شيعيان نفرين كردند و بعضي اميرالمومنين عليه السلام را در خواب ديدند كه او را نفرين كرد و آن ملعون قبل از عملي كردن تصميمش به مرض طاعــون مبتلا شد و به دركات جحيم واصل گرديد.
«لعنة الله علي القوم الظالمين»

نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 3:20 توسط محب الحيدر(ع)|

1 رمضان المبارک: سالمرگ هلاکت مروان بن الحکم

4 رمضان المبارک: سالمرگ زیاد بن ابیه

10 رمضان المبارک: وفات ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها است که باید یادمون باشه در این روز خیلی زیاد لعنت به عایشه کنیم چون اون ملعونه عدوات و کینه بسیاری با حضرت خدیجه داشت.

13 رمضان المبارک: سالمرگ حجاج بن یوسف ثقفی ملعون یکی از بزرگترین دشمنان امیرالمومنین علیه السلام هستش

15 رمضان المبارک: ولادت با سعادت و موفور السرور سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی سلام الله علیه هستش که در این روز از لعن جعده ملعونه قاتل امام حسن مجتبی علیه السلام غافل نمونید.

17 رمضان المبارک: سالمرگ عدو الله و عدو رسوله یکی از بزرگترین دشمنان امیرالمومنین عایشه ملعونه است که دیگه فکر نکنم نیازی به توصیه باشه خودتون به وظیفه تون عمل میکنید!!!

19 رمضان المبارک: سالروز ضربت خوردن امیرالمومنین علیه السلام هستش که در این روز ضمن عزاداری برای حضرت لعن به ابن ملجم و عایشه رو فراموش نکنید.

21 رمضان المبارک: سالروز شهادت امیرالمومنین علیه السلام هستش که در این روز ضمن عزاداری برای حضرت لعن به ابن ملجم و عایشه رو فراموش نکنید.

24 رمضان المبارک: سالروز هلاکت ابولهب از دشمنان سرسخت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله هستش که در این روز از لعن و نفرین به وی دریغ نکنید.

28 رمضان المبارک: مراسم ابن ملجم کشون البته گفتنی است که هلاکت ابن ملجم در روز 22 رمضان المبارک بوده لکن از قدیم رسم بر این بوده که شیعیان تا شب هفتم شهادت مولا رو به عزاداری میپرداختند و بعد از اون برای انجام فریضه ابن ملجم کشون اقدام میکردند!!

نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 2:52 توسط محب الحيدر(ع)|

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله) من تاثم ان یلعن من یلعنه الله فعلیه لعنة الله؛

کسی که احساس گناه کند از لعن کردن شخصی که خدا او را لعنت کرده، پس لعنت خدا بر او باد. [۲]

امام صادق(علیه‌السلام) بعد از هر نماز واجب چهار مرد و چهار زن را لعن می‌فرمود: عمر، ابابکر، عثمان و معاویه، عایشه، هند، حفصه، ام حکم خواهر معاویه. [۶]

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمود: والله اگر این امت روی خاک بایستند با پای برهنه در حالی که بر سر خود خاکستر ریخته باشند و گریه و زاری کنند و بر کسانی که آن‌ها را گمراه کرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت کنند باز این امت در لعن و بیزاری کم کاری کرده‌اند. [۷]

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)… ان من عظیم ما یتقرب به خیار املاک الحجب و سماوات صلاة علی محبینا اهل البیت و اللعن لشانئینا؛

نبی اکرم(صلی الله علیه و آله)فرمودند: … به درستی‌که بالا‌ترین چیزی که برای بهترین ملائکه آسمان‌ها و ملکوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبین اهل بیت (علیهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل بیت(علیهم‌السلام) است.[۹]

-------------------------------------

[۲] – رجال کشی: ج ۲، ص ۸۱۱، رقم ۱۰۱۲٫
[۶] – تهذیب: ج ۲، ص ۳۲۱ ـ کافی: ج ۳، ص ۳۴۲ ـ بحارالانوار: ج ۳۰، ص ۳۹۷ از تهذیب و… .
[۷] – بحارالانوار: ج ۳۰، ص ۱۲۶ از اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله).
[۹] – تفسیر الامام: ص ۲۹۵ ـ بحارالانوار: ج ۶۵، چاپ بیروت، ص ۳۷، حدیث

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 2:10 توسط محب الحيدر(ع)|

 

و البته فاتحه ای هم به روح مرحوم خبازیان بفرستید. راستی اصلا ایشون رو میشناسید و میدونید کی بوده؟

 





نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 0:50 توسط محب الحيدر(ع)|

هنگامی كه ابوبكر(لعنت‌الله علیه) به عیادت حضرت زهرا(س) آمده بود حضرت خطاب به او فرمودند:

به خدا قسم در هر نمازی كه می‌خوانم حتما تو (ابوبكر) را نفرین می‌كنم.

(الامامه و السیاسه از كتب معتبر اهل‌سنت، ج1، 20)

حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبكر و عمر(لعنت‌الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائكه‌اش را شاهد می‌گیرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات كنم حتماً شكایت شما دو نفر را به او خواهم كرد.

(الامامه و السیاسه، ج1، 19)

پیامبر اكرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: یا علی! انكار كننده امامت تو بعد از من مانند انكار كننده رسالت من در زمان زندگی‌ام است زیرا تو از منی و من از تو هستم.

(خصال صدوق، ج2، ص179)

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: مخالفت كننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من كافر است و كسی كه دیگری را با او (در امر ولایت) شریك گرداند، مشرك است.

(امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 0:13 توسط محب الحيدر(ع)|


آخرين مطالب
» 22 جمادی الثانی به درک رفتن ابوبکر لعنت الله
» آزار دهنده حضرت زهرا سلام الله علیها کافر است !
» روابط دوستانه میان عایشه و معاویه
» عیدالزهرا سلام الله (عمر لعنت الله کشون)
»
» تیرباران کردن جسد امام حسن علیه السلام به دستور عایشه
» عثمان کشون
» عثمان اولین کسی بود که قران را به آتش کشید!
» اول ذی قعده سالروز به درک رفتن اشعث بن قیس منافق ملعون
» چهره زیبای خلیفه دوم در سریال جنجالی الفاروق عمر

Design By : Pichak